تبلیغات
♫لی لی یه دختر سونیکی تنها... ♫ - تقدیر بی تقصیر نیست(قسمت دوم)
تقدیر بی تقصیر نیست(قسمت دوم)
یوهووووووو 

ادامه داستان اجی روکسی اومد

برو ادامه
قسمت دوم
پپپپپپپپخخخخخخخخخ
جیغ زدمو پشت سرمو نگاه کردم .پاملا پشت سرم از خنده ولو شده بود!
من-چیسافت!!!!!!
پاملا به خودش اومد و گفت:یا حضرت شلغم مقدس!
دمپاییم رو از پام در اوردم و آماده بودم که محکم بزنم تو سرش!!
شدو از اون ور سالن داد زد :باز چتونه شما !!!!
یا قمر بنی هاشم سقف ریخت بابا!!!!
اصلا کار پاملا رو یادم رفت.
من-ببخشید!
شدو-مهم نیست بیا صبحونتو بکوفت!
-ببین حرف دهنتو بفهم!
دیگه ساکت شد چون می دونست اگه ساکت نشه چی می شه...دمپاییم می خورد توی مخش!!
سونیک از پله ها دویید پایین :سلام !!!!
شدو-علیک .بیا صبحونتو بکوفت!
سونیک-باوشه!!
شدو داد زد:من صد دفعه نگفتم اینجوری نگو باشه!!!
سونیک-باوشه!!!
-جفت پا میام تو دهنتا!!!
تلما از تو آشپز خونه -باز اول صبحی شما شروع کردین!!
بابا اینا چغدر اینا داد بیداد می کنن!!بخدا سقف می ریزه!!!
لءو اومد تو سالن-هلو!!!!!!!
سونیک-علیک هلو!!!!!
شدو-عربی انگلیسی !!مسخره!!!
لءو-راستی لیانا کجاست?
لیانا از توی حیاط -من این چام!!!!!!
بعد دویید توی سالن.
چشمش افتاد به میز ناهارخوری که بسات صبحونه پهن بود!!!
لیانا-اخژون شبحونه!!!!
همه کم کم از اتاقا اومدن بیرون و مشغول خوردن صبحونه شدن...
ادامه دارد!

[ یکشنبه 3 آبان 1394 ] [ 03:09 ب.ظ ] [ ❤LILY❤ ] [ نظرات () ]
????? ?????
نمایش نظرات 1 تا 30
?